پرویزن

یادداشت های اسماعیل رمضانی

درباره من

آبان۴

۱- معمول است که آدم ها را با نام خانوادگی شان به یاد می آورند. خیلی ها هم هستند که به نام خانوادگی شان می نازند. به قول دوستی با برخی از این نام های خانوادگی می شود کلی کاسبی کرد و پول درآورد. درست مثل سرمایه آدم می ماند. نسل اندرنسل انباشت می شود و خاصیتی پیدا می کند به نام سرمایه اجتماعی. اما من به اسم کوچکم علاقه مند ترم. به قول دوست دیگری که با تیاتر دم خور بود« بار تو رو دوش اسمته، اسماعیل» من اسماعیل رمضانی، نخستین نوه پسری جد پدری ام هستم و زمانی چشم به جهان گشوده ام که او چشم از جهان فرو بسته بود. نام کوچک او را برمن گذاشتند و اینطور شد که فرصت آن را یافتم که بتوانم در تمام طول زندگی ام روبروی قبری بایستم که نام کامل من را برخود دارد: مرحوم اسماعیل رمضانی!

اسماعیل رمضانی

۲- سال شصتی ام و در جایی به دنیا آمده ام که خیلی ها آن را به درستی نمی خوانند. جایی که لامردش گویند و قدیم ترها دیار داس و تشباد و درو بود و امروزها سرزمین بیکران نفت و گاز و سیمان. پیشه ام هم روزنامه نگاری است اما لزوما بدان اشتغال ندارم. از سال ۷۷ کارم را با جریده ای که صفتی از صفات خداوند را بر خود داشت آغاز کردم. سال ۷۹ به تهران آمدم و در دانشگاه فخیمه علامه طباطبایی لیسانس روزنامه نگاری گرفتم و فوق آن را  در دانشگاه تهران و با رشته مطالعات فرهنگی و رسانه ادامه دادم.

۳- پرویزنیعنی آردبیز یا الک . از این کلمه در ادبیات قدیم زیاد استفاده می شده مثلا حضرت سعدی در جایی سخن های خود در بوستان و گلستان را بدین گونه توصیف می کند : ” به پرویزن معرفت بیخته ، به شهد ظرافت برآمیخته” اینجانب هرگونه تشابه میان نوشته هایم با جناب سعدی علیه رحمه و آثارشان را تکذیب می کنم و اعلام می کنم که اینجا صفحه ای است برای خط خطی کردن چیزهایی که به ذهن ناقص من آمده. شاید این چیزها گاهی خطوطی کج و معوج و بی ترکیب باشد شاید هم گاهی نقشی پرآب و رنگ. مطمئن باشید من به چشمان شما ایمان دارم!

 

ایمیل من:

esmail.ramezani@gmail.com

در دسته : | بدون نظر »