پرویزن

یادداشت های اسماعیل رمضانی

دروغ مرده است!

اردیبهشت۱۳

دروغ، دروغ است. بزرگ و کوچک دارد، مصلحتی و غیرمصلحتی هم هست اما ذات آن یکی است. حقیقت، اما در زمانه امروز هزار رنگ دارد. درباره دروغ کسی نظریه پردازی نمی کند اما این حقیقتِ جورواجور هزاران کتاب درباره اش نگاشته اند و هنوز هم حقیقت آن کشف نشده است. روز به روز هم وجوه دیگری از آن رخ می نماید و ماه مجلس می شود. یکی از این جنبه های تازه مکشوف شده، اصطلاح جدید «پساحقیقت» است.
واژه نامه آکسفورد بنا بر روال هرساله خود برای سال ۲۰۱۶ نیز واژه جدیدی برگزید که این بار قرعه فال به نام واژه پساحقیقت افتاد. گویا پساحقیقت را نخستین بار یک نمایشنامه‌نویس صرب-آمریکایی در سال ۱۹۹۲ میلادی در توصیف جنگ اول خلیج فارس به کار برده است. اگر به خاطر داشته باشید آن جنگ را جورج بوش پدر راه انداخت و به بهانه اشغال کویت به عراق حمله کرد، همان جنگی که برای نخستین بار پخش زنده آن را مردم آمریکا از CNN و دیگر شبکه‌های تلویزیونی تماشا کردند. اما معنای واقعی پساحقیقت را انگلیسی‌زبان‌ها تازه بعد از ترامپ و برگزیت کشف کردند. بنابر گزارش واژه نامه آکسفورد این واژه در سال ۲۰۱۶ دو هزاردرصد بیشتر از سال ماقبل استفاده شده و افزایش نجومی استفاده از این واژه در پس زمینه محتوایی خروج انگلستان از اتحادیه اروپا و انتخابات ریاست جمهوری در امریکا بوده است. اما تعریف آن چیست؟
این دیکشنری این کلمه را به عنوان صفتی توصیف کرده که «به شرایطی مرتبط یا وابسته است که در آن حقایق عینی نسبت به حرف های برانگیزنده احساسات و باورهای شخصی تاثیر کمتری دارند» هاول، مدیر لغتنامه های آکسفورد در همین باره گفته است «انتخاب واژه سال گفتمان سیاسی و اجتماعی غالب سال را نشان می دهد. واژه پساحقیقت به خاطر افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی به عنوان منبع دریافت اخبار و بی اعتمادی فزاینده نسبت به واقعیت های عینی که توسط بنگاه های بزرگ ارایه می شود، برای مدتی موقعیت زبان شناختی خودش را حفظ خواهد کرد.»
این انتخاب یعنی اینکه ما در زمانه پساحقیقت زندگی می کنیم، یعنی جایی که حقیقت تحت الشعاع بازی با احساسات قرار می‌گیرد. دنیای پسا حقیقت، دنیایی است که در آن حقیقت دچار وارونگی می‌شود، دنیایی که در آن یک جنایتکار جنگی می تواند به عنوان “مرد صلح” مورد تکریم قرار بگیرد و یک لمپن تمام عیار مورد وثوق و اعتماد عمومی قرار بگیرد و حتی رییس جمهور ابرقدرت دنیا شود. زمانه پساحقیقت درواقع جهان برساخته رسانه هاست که در آن واقعیات عینی، دیگر وجود ندارند و هرچه هست بازی شرکت-رسانه‌ها با احساسات و اعتقادات مردم است.
حال در چنین زمانه ای ما به انتخابات ریاست جمهوری رسیده ایم. براستی حقیقت نزد چه کسی است؟ آیا قادر به درک واقعیت های عینی هستیم و یا همه چیز تحت تاثیر احساسات و باورهای شخصی ما قرار دارد؟ آنچه ما حقیقت تصور می کنیم چرا نزد گروه مقابل دروغ قلمداد می شود؟ آیا صنعت روابط عمومی انتخاباتی اجازه خواد داد ما بتوانیم حقیقت را کشف کنیم و یا طبق معمول، افکار عمومی همانند هر محصول تجاری دیگری، برای ما بسته‌بندی شده است؟
احساس می کنم حالا جناب کوروش کبیر می تواند راحت تر بخوابد. حداقل از میان خشکسالی و دروغ، یکی از آنها دیگر در زمانه ما اصلا وجود خارجی ندارد. آقایان و خانم ها، به جهان پسا حقیقت خوش آمدید؛ اینجا همه چیز حقیقت دارد، حتی دروغ.
پی نوشت: این یادداشت در ستون هفتگی سواد رسانه ای، روزنامه همشهری در روزهای چهارشنبه منتشر شده است.

در دسته : ارتباطات , سیاسی

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود

وب سایت آزمایشی

متن دیدگاه شما :