پرویزن

یادداشت های اسماعیل رمضانی

رسانه آمپول نیست!

اسفند۱۷

آمپول فقط مختص پزشک ها نیست، رسانه ها هم آمپول دارند. اصلا یکی از نظریه های بزرگ دنیای رسانه ها در چهل پنجاه سال پیش بر مبنای عملکرد همین آمپول هایی شبیه سازی شده، که هنوز هم اغلب ما از شنیدن نام آن رعشه ای به تن مان می افتد. اسمش هست: نظریه تزریقی. مخلص کلام آن هم این است که پیام های رسانه ای می تواند به طور مستقیم و فوری بر مخاطب اثر بگذارد، یعنی اینکه رسانه قادر است مثل یک سرنگ محتوای مورد نظر خود را به مخاطب تزریق کند و انتظار داشته باشد که مخاطب هم تحت تاثیر پیام همان کاری را انجام دهد که فرستنده پیام می خواهد. شاید بر حسب شرایط اجتماعی آن روزگار و انحصار رسانه ای موجود این حرف چندان پربیراه نبوده باشد اما به نظر شما در زمانه فعلی با تکثر رسانه های دنیای جدید و توزیع قدرت رسانه ای در میان عموم مردم چنین سخنی تا چه اندازه می تواند درست باشد؟
مطمئنا تاثیر رسانه بر مخاطب به دلیل ضریب نفوذ بالای آنها، در روزگار فعلی بسیار افزایش یافته است اما به همان میزان هم قدرت انتخاب مخاطب در گزینش رسانه ها و تاثیر تجربیات و ارزش های زمینه ای بر روی تفسیر او از پیام دریافت شده هم کاملا با قبل تفاوت پیدا کرده است. به همین دلیل هم نظریه های رسانه ای جدید برای مخاطب نقش فعال تری درنظر گرفته اند. این موضوع شاید خیلی ساده به نظر برسد اما باور کنید بسیاری از افراد سیاستگذار در حوزه رسانه ها و همچنین مسئولان برخی از رسانه های تاثیرگذار در کشور ما همچنان در میانه دهه پنجاه و شصت میلادی به سر می برند و فکر می کنند هرآنچه آنها و رسانه در اختیارشان می گویند، مخاطب به آنها عمل می کند.
برای یک بار دیگر نمونه هایی از این رویداد را در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان شاهد بودیم. بطور مثال یک رسانه مغرض خارجی در یکی از برنامه های خود خیلی گذرا پیشنهاد داد که بهتر است مردم در ایران به فلان شخص یا گروه رای بدهند. آن وقت یک حجم عظیم از پیام های رسانه ای در پرنفوذترین رسانه تصویری ما شکل گرفت تا نشان بدهد که آن رسانه چه گفته و ما بهتر است برخلاف آن عمل کنیم. اصرار بیش از اندازه بر این موضوع در طیف وسیعی از رسانه های همسو به درستی نشان می داد که هنوز هم خیلی ها گمان می کنند مردم مطابق حرف رسانه ها عمل می کنند. این درحالی بود که طیفی در این انتخابات تمام کرسی های تهران را از آن خود کرد که به نسبت گروه مقابل از فضای رسانه ای بسیار کمتری بهره می برد. مردم به آن گروه و اشخاص رای دادند، اما نه به خاطر همسویی با آن رسانه خارجی و نه به خاطر لجاجت با رقیب داخلی اش؛ فقط به خاطر اینکه آنها تصمیم خود را خیلی وقت پیشتر گرفته بودند، پیشتر از آنکه تبلیغاتی برای انتخابات شروع شود.
رسانه در شرایط فعلی ما بیشتر از گذشته نقشی شبیه کاتالیزور(شتاب دهنده) پیدا کرده است. در این شرایط لزوما فرایندهای اجتماعی بوسیله رسانه ها بوجود نمی آیند بلکه شتاب می گیرند. وقتی بستر اجتماعی برای انجام یک فعل مهیا باشد، هیچ قدرت رسانه ای نمی تواند جلوی آن را بگیرد. اگر این نکته ظریف را درنیابیم، اشتباهات بعدی ممکن است خطرناک تر از این باشد.
پی نوشت: سواد رسانه ای، موضوع یادداشت های من در ستون هفتگی روزنامه همشهری در روزهای چهارشنبه است.

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود

وب سایت آزمایشی

متن دیدگاه شما :