پرویزن

یادداشت های اسماعیل رمضانی

من و افکار عمومی ؛ یهویی!

مرداد۱۷

به او می گویند: صدای مردم. این صدا همیشه و همه جا هست اما گاها گوش شنوایی نیست که آن را بشنود. ما درباره موجودی به نام افکار عمومی صحبت می کنیم. وزیر دارایی لویی شانزدهم در آغاز انقلاب فرانسه درباره اش گفته بود او قدرت ناپیدایی است که بی گنج و بی محافظ و بی ارتش، برای شهر، برای دیار و حتی برای قصر پادشاهان قانون وضع می کند. او در جایگاه خود، مثل اینکه بر تخت نشسته باشد جایزه می دهد، تاج بر سرها می گذارد، شهرت ها را افزایش یا کاهش می دهد. حالا، در قرن بیست و یکم و در دوران رشد فزاینده رسانه های فردی، افکار عمومی موجود پرقدرت و ناپیدایی است که هیچ جا نیست و همه جا هست.
افکار عمومی موجود پیچیده ای است که بنا به نظر اغلب نظریه پردازان ارتباطات حاصل جمع ساده نظر افراد جدا از هم نیست بلکه محصول همکاری مبتنی بر ارتباط و تاثیر متقابل است. رسانه های فردی و جمعی جدید در عصر حاضر در همین نقطه دقیقا بر روی شکل گیری و نمایش افکار عمومی تاثیر گذاشته اند. افکار عمومی در امکان گفتگو، نقد و تبادل نظر شکل واقعی تری به خود می گیرد و قدرتمند تر می شود. فضای مجازی و شبکه های اجتماعی امروز فضای تبادل آرا و نظرات و برخورهای سهمگین جبهه های فکری و عقیدتی متفاوت است. و از این رو هم منبع آشکاری برای کشف قضاوت افکار عمومی راجع به یک رویداد محسوب می شوند و هم فضایی برای تمرین و فهم شکل گیری افکار عمومی به حساب می آیند.
در طول یکی دوهفته گذشته افکار عمومی جامعه ایرانی درگیر دو پرونده مهم بود که در دو سوی کاملا مخالف قرار داشتند. یکی مرتبط می شد با آقازاده یک شخصیت سیاسی مشهور در طیف سنتی اصلاح طلب که معتقد بود ژن خوب دارد و دیگری مربوط می شد به عکس های بی حجاب یک مجری زن چادری، معروف و سابق در یک محیط عمومی در خارج از کشور . به جزییات، چند و چون و درستی یا نادرستی و نگاه اخلاقی حاکم بر این دو جریان کاری ندارم، بد اخلاقی هایی شد و حرمت هایی شکست که شایسته نبود. حرف من، تایید آنها نیست. اما افکار عمومی بعد از بحث و جدل های سنگین و موافقت ها و مخالفت های بسیار بالاخره راجع به آنها قضاوتی کرد که تقریبا درست بود. غرور و خودبزرگ بینی اولی زیر سوال رفت و دوگانگی در رفتار و اعمال دومی. اما واکنش آنها چه بود؟ از خودِ عریان خویش در افکار عمومی ترسیدند و ضعف های خویش را کتمان کردند. و طبیعی است که در چنین شرایطی افکار عمومی هم مثل عادل فردوسی پور تقاضا کند که: اجازه هست قانع نشویم؟
افکار عمومی، وجدان جمعی جامعه است. اگر به درستی و به روشی آزاد شکل بگیرد و کسی نخواهد و نتواند مانعی برای قضاوت صحیح آن درباره رویدادهای جاری بتراشد، هدایت کننده جامعه به سوی صلاح و رستگاری خواهد بود. اگر روزی روزگاری یکهویی با قضاوت افکار عمومی درباره خودتان مواجه شدید، خواهشمندیم راه تان را کج نکنید، کمی تامل کنید یک عکس یادگاری با آن بگیرید و هر روز به آن نگاه کنید. این خودِ شما در آیینه دیگران است.

پی نوشت: این یادداشت در ستون هفتگی سواد رسانه ای، روزنامه همشهری در روزهای چهارشنبه منتشر شده است.

در دسته : ارتباطات

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود

وب سایت آزمایشی

متن دیدگاه شما :