پرویزن

یادداشت های اسماعیل رمضانی

چراغ ها را چه کسی خاموش می کند؟

فروردین۳۰

برخی شعرها و یا عبارات و جملات قصار آنچنان تکرار می شوند که گاهی دیگر شنیدن آنها حال آدم را بد می کند. شاید این شعر معروف که کمتر مجری برنامه ای را دیده ام که آن را در پایان اجرایش نخوانده باشد، بتواند مصداق همین ادعا قرار گیرد: «زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست، هر کسی نغمه خود خواند و …» اما با همه این احوالات، همین شعر تکراری و مصنوعی ما ایرانی ها، مفهوم کلان یکی از بزرگترین کتاب های جامعه شناسی قرن بیستم را در خود خلاصه کرده است!
اروینگ گافمن زمانی که دانشجوی دکتری جامعه شناسی بود برای نگارش پایان‌نامه‌اش با عنوان «کنش‌های ارتباطی در یک جامعه جزیره‌ای» به اسکاتلند رفت و حدودا یک سالی در جزیره مشهور شتلند زندگی کرد. او در این جزیره اطلاعات میدانی گسترده‌ای از زندگی ساکنان آنجا جمع‌آوری کرد و در نهایت متوجه شد که رفتارهای فردی و گروهی ما انسان‌ها مانند نمایش‌های متنوعی است که روی صحنه تئاتر اجرا می شود. در نتیجه او سعی کرد تا زندگی اجتماعی ساکنان جزیره را از منظر نمایشی واکاوی کند. نتیجه بررسی های او کتابی شد به نام «نمایش خود در زندگی روزمره» که در سال ۱۹۵۹ منتشر شد و حالا یکی از ده کتاب بزرگ جامعه شناسی در قرن بیستم نام گرفته است. فحوای کلی کتاب او هم این است که زندگی اجتماعی مثل نمایشی است که در آن کنشگران انسانی به خاطر نمایش نقش‌های خود و ارائه شخصیت‌های مختلف برای دیگران روی صحنه می‌آیند و پس از هر نمایش از صحنه خارج می‌شوند تا دوباره در نمایشی جدید، نقشی جدید ایفا کنند. او در این کتاب تلاش می‌کند چگونگی روی صحنه بردن «خود» را توسط افراد در تعاملات روزمره تحلیل کند. این یعنی اینکه ما دائما در حال نمایش دادن هستیم و بیشتر وقت خود را در دادن اطلاعات سپری نمی کنیم، بلکه نمایش می دهیم. بنابراین زندگی، صحنه ای است برای هنرمندی ما و هرچه این صحنه برای افراد بیشتری قابل دیدن باشد، نغمه هنرمندی ما هم بیشتر به گوش دیگران می رسد.
این روزهای نزدیک به انتخابات که شاهد هجوم عظیم جمعیت به تالار وزارت کشور برای رییس جمهور شدن، بودیم یک بار دیگر سخت علاقه مند شدم این کتاب معروف را دوباره بخوانم. نورافکن رسانه قادر است صحنه ای عظیم را برای نمایش «خود» فراهم آورد. جادوی پخش مستقیم و حضور دوربین و خبرنگار و عکس سلفی و فرآوری انواع خوراک های رسانه ای، از هر نوع اش به سادگی به همان فرایندی دامن می زند که در آن کتاب «حاد آیینی سازی» یا تشدید آیینی سازی نامیده می شود.
«معرفیِ خود» به صورت رسانه ای شده و حاد آیینی درد مزمن زندگی در دنیای رسانه ای شده مدرن است. می دانیم شانسی برای رییس جمهور شدن وجود ندارد، اما برای «دیده شدن» و نمایش دادن همه چیز آماده است. خاصیت رسانه بزرگ نمایی صحنه است و جوهره انسانِ امروزی هم گویا نمایش دادن خود. پس نمی توان انتظار داشت چنین نورافکنی را روشن کنیم و کسی در زیر نور آن نرقصد و نغمه ای نخواند. برای ساماندهی این وضعیت نیازی نیست مجلس قانون وضع کند و شورای نگهبان راضی شود. کافی است چراغ ها را خاموش کنید.
پی نوشت: این یادداشت در ستون هفتگی سواد رسانه ای، روزنامه همشهری در روزهای چهارشنبه منتشر شده است.

در دسته : ارتباطات , سیاسی

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود

وب سایت آزمایشی

متن دیدگاه شما :