پرویزن

یادداشت های اسماعیل رمضانی

کجاست آواز حقیقت ؟

شهریور۲۰

در هیاهوی رسانه ای نخستین چیزی که گم می شود، حقیقت است. در طول یکی دو هفته گذشته اتفاقاتی رخ داد که این اصل بدیهی را یکبار دیگر به ما گوشزد کرد. تازه ترین اش اتفاق ناگواری بود که برای رپر معروف افتاد. یک خواننده معروف زیر زمینی موسیقی رپ، پدرخوانده اش را به قتل رسانده. فرض می گیریم که پدرخوانده اش بدترین موجود روی زمین بود و او هم همانطور که گفته در دفاع از مادرش چنین خبطی کرده است؛ آیا اصل قتل را می شود کتمان کرد؟ حالا یک عده از آدم های مشهور و نامشهور هیاهویی در رسانه های رسمی و غیررسمی راه انداخته اند در دفاع از قاتل. با واژه هایی چون غیرت و مادر و … بازی می شود تا با ایجاد همدلی، قتل نفس توجیه شود. فارغ از اینکه حقیقت ماجرا این است که: قتل، قتل است، حالا قاتل هر کسی که می خواهد باشد. تلاش برای بخشش قابل توجیه است اما هیاهو برای نفی جرم غلط.
واقعه دیگر، مورد عجیب کارخانه چسب هل بود. تا همین یکی دو هفته پیش کمتر کسی می دانست کارخانه چسب هل اصلا وجود خارجی دارد یا نه. حالا اما از بنز و تویوتا هم برایمان آشناتر است. اول عکسی از قانون غیرمعقول مدیر کارخانه برای نماز اجباری کارگران توجه همه را جلب کرد که جای هیچ دفاعی نداشت. اما بعد به همان روش قبلی قوانین اختصاصی و انضباط کاری حاکم بر کارخانه نیز زیر سوال رفت و هیاهویی راه افتاد که مدیر کارخانه یک فرد دیکتاتورمآب است اما هیچ کس نپرسید کجای این قوانین انضباطی در محل کار دیکتاتوری است؟ بسیاری از کارخانه های بزرگ دنیا آداب خاص خودشان را دارند که برای ما که به کار نکردن عادت کرده ایم، خرق عادت محسوب می شود. گاهی نه حق غذا خوردن داری و نه حق دستشویی رفتن، یک لحظه غفلت تو ممکن است خسرانی به جان و مال دیگران وارد کند. کارخانه محل کار است، خانه خاله نیست. برخی از این قوانین سختگیرانه در بسیاری از کارخانه های بزرگ دنیا وجود دارد، تنها تفاوت در این است که آنجا کارگر با دل و جان این موضوع را می پذیرد و رعایت می کند اما اینجا به اجبار و اکراه. نتیجه اش هم معلوم است؛ آنها به کعبه می رسند و ما به ترکستان.
لزوما هر آنچه اغلب مخاطبان رد یا تایید می کنند، نباید موجب همراهی ما شود. تفکر انتقادی در سواد رسانه ای به ما می آموزد که اسیر جریان های غالب و هیاهوهای رسانه ای نشویم. هر رویدادی باید از صافی نقادی ذهن ما بگذرد. خوبش را جدا کنیم بدش را سوا. بعد بیاندیشیم که چه چیزی باید رد و چه چیزی تایید شود. کار ما در جهان رسانه ای امروز همیشه باید همین باشد که در میانه هر جنجالی، نقادانه پی آواز حقیقت بدویم.

پی نوشت: این یادداشت در ستون هفتگی سواد رسانه ای، روزنامه همشهری در روزهای چهارشنبه منتشر شده است.

در دسته : ارتباطات

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود

وب سایت آزمایشی

متن دیدگاه شما :