پرویزن

یادداشت های اسماعیل رمضانی

روزگار سپری شده شیخ ابراهیم!

آبان۲۹

سفیدی ریش ها بر صورتی آفتاب سوخته بیشتر به چشم می آید، عمامه سفید هم همین طور. «شیخ ابراهیم» غیر از ده سالی که در مناطق خوش آب و هوای گیلان مدیرکلی می کرد باقی عمر را از بدو تولد تا همین روزهای گذشته اغلب در گرمای خشک و سوزان سپری کرده بود از گرمای به قول جنوبی ها «خارک رنگ» در لامرد و بندرعباس تا هوای عطش ناک بیابان های سودان. عمامه ای سفید و ریش هایی سفیدتر بر چهره گرمادیده شیخ ابراهیم حکایت غریبی از زندگی پرتلاطم در مناطقی متضاد از لامرد و بندرعباس تا تهران و گیلان و سودان بود که بالاخره در بیروت به پایان رسید.

ماه رمضان امسال پیش از عزیمت به ماموریت جدید، اغلب روزه های ما در روزهای کشدار مردادماه تهران با او به پایان می رسید. پیش نماز ما بود در هیئت- خانه ای  که دوستان گرمادیده او در روزهای آخر هفته گردهم می آمدند. پس از دعا و قرآن خوانی برای ما موعظه ای هم می کرد در جایی که نه منبری چوبی داشت و نه پامنبری سنتی. بیشتر گعده ای بود تا همه بگوییم و همه بشنویم. خاطرات او از سودان همیشه نقل این محفل خودمانی بود. گاهی وقت ها حرف هایی می زد که باورش برای ما سخت بود. شیخ ابراهیم از روزهای سخت و سوزان سودان تجربه هایی اندوخته بود که حالا بیشتر به درد آخرتش می خورد. روایت تاریخ کربلا در میان قبایلی که در قرن بیست و یکم هنوز نمی دانستند امام حسین(ع) به شهادت رسیده است همیشه از جمله افتخارات او به حساب می آمد. وقتی در میان آنها می نشست و خیلی ساده فقط حوادث کربلا را تشریح می کرد بدون آنکه روضه ای بخواند و مرثیه ای بسراید و بزند به صحرای کربلا، همه به گریه و زاری می افتادند. و ما همیشه فکر می کردیم که او چطور به این سوال آنها پاسخ می داده که: «واقعا امام حسین شهید شده؟ کجا؟ کی؟ چرا؟» منبرهای شیخ ابراهیم در بیابان های سودان آنچنان به رونق افتاد که دیگر او را یارای پاسخ به این همه جمعیت مشتاق و کنجکاو نبود. به ناچار تعدادی از جوانان خوش سخن آنجا را تربیت می کند تا آنها در میان قبایل بروند و بدون آنکه اختلافی بیاندازند از پیامبر و اهل بیت او بگویند. می گفت با این جوانان شرط می کرده که اگر می خواهند به این کار ادامه دهند باید از بدگویی راجع به خلفا و صحابه اهل سنت پرهیز کنند و این درحالی بود که برخی از آنان پس از شنیدن واقعیت های کربلا چون نمی توانستند این شرط او را برآورده سازند راهی دیگر در پیش می گرفتند. شیعیان سودان در آن پنج سال و نیمی که شیخ ابراهیم در میان آنها بود برای تحمل گرمای سوزان و عطشناک بیابان به عشق شهیدان تشنه کربلا طاقت بیشتری یافته بودند.

حالا زندگی شیخ ابراهیم انصاری در سفارت ایران در لبنان به شهادت ختم شده. باور این خبر برای دوستان او همانند شنیدن برخی خاطراتش در سودان کمی سخت است. ماه ماه محرم است و حتی اگر تن پاره پاره او در لبنان اندوخته ای برای آخرتش نباشد مسلمانان شیعه شده سودان گواه خوبی خواهند بود برای روز جزا. خدایا این قربانی قلیل را هم بپذیر!

پی نوشت: منتشر شده در همشهری جوان

۱۲ نکته برای زندگی بهتر

مرداد۲۹

نامه های امام علی به افراد مختلف دوران خود دستورالعمل های بی همتایی است که هنوز هم بعد از دهها قرن برای انسان امروز مفید و حیاتی است. مخاطب اغلب این نامه ها فرمانداران و امرای امیرالمومنین هستند به همین خاطر هم بیشتر این نامه ها حاوی سفارشات و دستورالعمل هایی است که دربردارنده سجایای اخلاقی و شیوه های حکومت داری دینی است. با این حال تعدادی از این نامه ها دربرگیرنده نظرات و دیدگاههایی است که به نوعی معرف نوعی سبک زندگی دینی و اسلامی است. از جمله مهمترین این نامه ها نامه ای است که حضرت بعد از جنگ صفین برای پسر بزرگ خویش، امام حسن مجتبی (ع) نوشته اند. من از این نامه گرانبها ۱۲ نکته و توصیه برای شیوه زندگی، ارتباط و تعامل با افراد جامعه برگزیده ام.

۱-    در به دست آوردن دنیا آرام باش و در مصرف آنچه به دست می آوری نیکو عمل کن، زیرا چه بسا تلاش بی اندازه برای دنیا که به تاراج رفتن اموال کشانده شد.

۲-    نفس خود را از هرگونه پستی بازدار، هرچند تو را به اهدافت رساند، زیرا نمی توانی به اندازه آبرویی که از دست می دهی بهایی به دست آوری.

۳-    آنچه با سکوت از دست می دهی آسان تر از آن است که با سخن از دست رود.

۴-    جایی که مدارا کردن درشتی به حساب آید به جای مدارا درشتی کن چه بسا که دارو بر درد افزاید و بیماری، درمان باشد.

۵-    چه بسا آن کسی که اهل اندرز نیست اندرز دهد و نصیحت کننده دغل کار باشد.

۶-    خشم را فروخور که من جرعه ای شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیدم.

۷-    اگر خواستی از برادرت جدا شوی، جایی برای دوستی باقی گذار.

۸-    از سخنان بی ارزش و خنده آور بپرهیز، گرچه آن را از دیگری نقل کرده باشی.

۹-    گاهی ناامیدی خود رسیدن به هدف است، آنجا که طمع ورزی هلاکت باشد.

۱۰-   هرگز بر آرزوها تکیه نکن که سرمایه احمقان است.

۱۱-  بدی ها را به تاخیر انداز زیرا هروقت بخواهی می توانی انجام دهی.

۱۲- بپرهیز از غیرت نشان دادن بیجا که درستکار را به بیماردلی و پاکدامن را به بدگمانی رساند.

در دسته : مذهبي | ۱ نظز »